تحقیق آسیب شناسی اندیشه انسان امروز 40 ص-دانلود

تحقیق آسیب شناسی اندیشه انسان امروز 40 ص

تحقیق آسیب شناسی اندیشه انسان امروز 40 ص

تحقیق-آسیب-شناسی-اندیشه-انسان-امروز-40-صلینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..DOC) ( قابل ويرايش و آماده پرينت )
تعداد صفحه : 42 صفحه

 قسمتی از متن word (..DOC) : 
 

‏2
‏ آسیب شناسی اندیشه انسان امروز
 
‏ه
 
 
‏برگی از تاريخ‏ ‏:
‏(هيتلر و پايان قدرت فاشيسم):
‏سال 43 سال عقب نشيني آلمان در جبهه شرق بود.
‏فاشيسم در ايتاليا در ماه جولای سال 43 به زانو درآمده و موسوليني (رهبر ایتالیا) بعد از 21 سال حكومت استعفا داد. دولت بعدي ابتدا اعلام بيطرفي كرد. اما فشار آمريكا از يك سو و اقدام آلمان در عملیات چریکی برای نجات موسوليني از بند، از سوی دیگر، ایتالیاییها را به حمايت از متفقین مجبور كرد تا دشمنی به دشمنان هیتلر اضافه شود. اما همچنان سربازان آلمانی شمال ایتالیا را در دست داشتند. از ابتدای سال 44 حدود 6 ماه جنگ بین آلمان و متفقین در ایتالیا ادامه یافت تا اینکه ارتش هیتلر مجبور به عقل نشینی کامل گشت.
‏ هماهنگي عجيب شوروي، انگليس و آمريكا و امضاي قرارداد ملل متحد دیگر مشکل هیتلر بود.
‏چرچيل نخست وزير بريتانيا در نطقي در پارلمان در سال 41 گفت ‏”اختلافات تئوريك من و استالين به جاي خود اما از امروز تا پايان جنگ، دشمن مشترك انگليس و شوروي، فقط هيتلر است. جنگ ما با كمونيسم بماند براي بعد”‏
‏در سال 44 اوضاع بد آلمان غیر قابل تصور بود. نيمي از نيروي زميني در جبهه شرق، نيمي در ايتاليا. نيروي دريايي در کانال مانش (انگلستان) و درياي شمال. ضمن اينكه نهضت‌هاي مقاومت در كشورهاي مختلف بخصوص فرانسه و بلژيك بر مشكلات هيتلر افزوده بود. نيروي هوايي قدرتمند آلمان در اين سال شكست خورده و جنگنده‌هاي انگليسي موفق شدند انتقام بمب‌ باران‌هاي سالهاي قبل را گرفته و برلين را بلرزانند.
‏در ژوئن 1944 آمريكا هم رسما با حمله به سواحل نورماندی فرانسه تحت اشغال، به شکل مستقیم با آلمان رودررو شد. ارتش سرخ در اواخر سال 43 كيف را تصرف كرده و در فوريه 44 به سمت لهستان و روماني پيشروي كرد. فرانسه، هلند و بلژيك با كمك آمريكا آزاد شده و متفقين از غرب به مرزهاي آلمان رسيدند. شوروي هم كشورهاي اروپاي شرقي را يك به يك نه آزاد بلكه به تصرف خود در آورد. از نظر مردم کشورهای اروپای شرقی یعنی لهستان، بلغارستان، فنلاند، چكوسلواكي، يوگسلاوي و روماني تفاوتي بين فاشيسم و كمونيسم وجود نداشت اما آنها توان آغاز جنگي دوباره را نداشتند. در اکتبر سال 44 پاریس آزاد شد.
 
‏3
‏سال 44 سال با خاك يكسان كردن برلين، هامبورگ، كلن، فرانكفورت و سایر شهرهای آلمان بود. و نهايتا زمان حمله نهايي آغاز گشت. از ابتدای سال 45 متفقین وارد خاک آلمان شدند. در ماه مارس شهر کلن با حمله آمریکا سقوط کرد. روسها از شرق، فرانسوي‌ها و آمريكائيها از غرب و انگليسيها از شمال وارد آلمان شده و شهرهاي بي‌دفاع آلمان یکی پس از دیگری تسليم آنها مي شدند. ماه مي برابر بود با ورود همزمان چهار نيرو به برلين.
‏آلمان نازي در هم شكست و هيتلر اين اسطوره آرمان‌خواهي یک روز قبل از سقوط برلین، خودكشي كرد. همانطوركه گفتيم او تمام قدرت خود را فداي ارزشها و آرمان‌هايش كرد و در نهايت آخرين و عزيزترين ثروت خود يعني جانش را هم قرباني هدف كرد تا با مردن خود هم درسي براي آيندگان باشد. و بدين شكل به موسيليني كه توسط پارتيزان‌هاي ايتاليايي كشته شده بود پيوست. هرچند بسياري هيتلر را در كنار جنگ‌طلب‌ها و ديكتاتور‌هايي مثل ناپلئون، سزارهای روم باستان، هيدكي تويو (نخست وزير ژاپن)، استالين، ژنرال فرانكو، پينوشه و صدام قراد دادند. اما از ديد من حداقل تفاوتي كه بين همه اينها با هيتلر وجود داشت آرمان خواهی و ذوب در ایدئولوژی بود. هدفي غير از قدرت‌طلبي، جاه‌طلبي و دشمني با مردم خود.
‏مدت كوتاهي بعد از تصرف برلین، روزولت (رئیس جمهور وقت آمریکا) فوت كرده و ترومن جاي او را گرفت. ترومن قسم خورد كه هر چه سريعتر جنگ را خاتمه داده و آخرين كشور شروع كننده جنگ يعني ژاپن را از پاي درآورد. در طول سال 44 (زمان روزولت) هواپيماهاي آمريكا نيمي از توكيو را به تلي از خاك بدل كرده بودند اما هنوز ژاپن حاضر به ترك مخاصمه نبود. بنابراين ترومن كه اصلا آدم صبوري نبود تصميم به انجام كاري گرفت كه به تنهايي تمام جنگ را تحت الشعاع قرار داد. او در 6 اكتبر سال 45 هيروشيما يكي از پايگاههاي اصلي نظامي ژاپن را با بمب اتمي هدف قرار داده و بيشتر شهر و ساكنانش را نابود كرد. و پس از آن به دولت ژاپن هشدار داد تا کنار رود اما ژاپن تسلیم نشد. دو روز بعد نوبت به ناكازاكي بود كه با بمباران هسته‌اي از نقشه حذف شود. تا اینکه ژاپن پیشنهاد تسلیم بدون قید و شرط را پذیرفت و آمریکا به راحتی ژاپن را اشغال نظامی کرد.
‏3
‏در جريان اين بمباران‌ها نيم ميليون نفر كشته شدند كه بيشتر آنان را غير نظاميان تشكيل مي‌دادند. جالب اينجاست كه قبلا در جريان بمباران‌هاي معمولي در ساير شهرهاي ژاپن هم نيم ميليون كشته شده بودند. ژاپن در 10 اكتبر تسليم شده و هيدكي تويو به دار آويخته شد. ترومن ميدانست كه ژاپن دير يا زود تسليم مي‌شود اما بدلايلي اين كار بايد در همان سال 45 انجام مي‌گرفت. یکی از دلایل این بود که شوروي در حال حركت به سمت ژاپن بود. اگر آمريكا كمي ديرتر اقدام مي‌كرد احتمالا اين كشور توسط استالين فتح شده و مانند كشورهاي اروپاي شرقي به دام كمونيسم مي‌افتاد. البته جنايت از سوي هركس كه باشد محكوم است اما فراموش نشود كه ژاپنيها هم از كوچكترين جنايتي نسبت به كشورهاي ديگر بخصوص چينيها و كره‌ايها دريغ نكردند. ضمن اينكه اين ژاپن بود كه با حمله به پرل هاربر جنگ را با آمریکا آغاز کرد و میدانیم که عواقب جنگها به عهده شروع کننده جنگ میباشد.
‏در بحث کشتن غیر نظامی ها هم باز آمریکا به ژاپن در این زمینه پاسخ داد و مقابله به مثل کرد.
‏ايران هم در جريان جنگ هشت ساله بنابر حكم فقهي مقابله به مثل، مناطق مسكوني عراق را هدف قرار داد.
‏محکوم کنندگان فاجعه اتمی یادشان باشد که آمریکا با زودتر پایان دادن جنگ به نوعي از جنايت و خونريزي بيشتر جلوگيري كرد و طبق براوردها اگر بمب اتم استفاده نمیشد آمریکا یا شوروی برای اشغال ژاپن میبایست بیش از یک میلیون ژاپنی را میکشتند.
‏5
‏كشورهاي پيروز جنگ در همان سال براي ايجاد نظم جهاني و جلوگيري ار شكل گيري چنين حادثه‌اي سازمان ملل متحد را به وجود آوردند. كه مركب از يك مجمع عمومي بود كه در آن هر كشوري يك عضو دارد و شوراي امنيت با پنج عضو ثابت و شش عضو چرخشي بود. عضويت ثابت و حق وتو پاداشي بود براي آمريكا، شوروي، بريتانيا، فرانسه و چين به عنوان پيروزان جنگ.
‏هرچند که هم انگلستان هم فرانسه و هم چین میدانند که اگر آمریکا نبود شاید جزو پیروزان نبودند
‏پس از جنگ از اروپا و آسيا چيزي جز ويرانه‌هايي قحطي زده چيزي باقي نمانده بود فرانسه و انگليس هرچند اسما جزو پيروزها بودند اما هيچ تفاوتي با آلمان و ايتاليا و ژاپن نداشتند. و فقط اين شوروي و آمريكا بودند كه مشكل چنداني نداشتند. آنان با تقسيم اروپا به دو قسمت غربي و شرقي و توازن قوا در سازمان ملل گرفته و از لحاظ سياسي به قدرت‌هاي برتر تبديل شدند (در حاليكه قبل از جنگ چنين نبود).
‏از لحاظ نظامي هم قابل مقايسه با كشورهاي ديگر نبودند. با فشار كشورهاي پيروز، در قانون اساسي كشورهاي شروع كننده جنگ به عنوان مجازات و براي جلوگيري از تكرار وقايع، اين كشورها حق داشتن ارتش را نداشته و و آمريكا، فرانسه و انگليس، موظف به حفاظت از آلمان غربي و آمریکا مامور حفاظت از ایتالیا و شوروي موظف به حمايت نظامي از آلمان شرقي شد.
‏در حال حاضر با توجه به خطر اتمی کره شمالی، آمريكا با استقرار هزاران نيرو در يكي از جزاير ژاپن 60 سال است كه اين كشور را حفاظت مي‌كند. هرچند پس از وحدت دو آلمان و از بين رفتن خطر كمونيسم. نيروهاي بيگانه آلمان و ايتاليا را تخليه كرده و ارتش‌هاي اين كشورها فعال شده است.
‏پس از جنگ آمريكا با حمايت اقتصادي، سياسي در مدت زماني كوتاه نه تنها سه كشور بازنده جنگ را از ويرانگي به كشورهايي توسعه يافته تبديل كرد. بلكه اين كشورها با ورود به گروه 8 (كشورهاي صنعتي) خيلي زود به ابرقدرت‌هايي اقتصادي تبديل شدند. ژاپن دومين اقتصاد برتر و آلمان سوم است. حمايت آمريكا از كره جنوبي كه در جريان جنگ شبه جزيره كره، استقلال يافته بود. باعث شد كه اين كشور جنگ زده در مدت كوتاهي آرامش و ثبات خود را بازيافته و قادر باشد در سال 1988 مسبقات المپيك را برگزار كند. و در دهه 90 برای صنايع سبك و سنگين ژاپن رقيب جدي‌ باشد. هرچند از آن زمان ژاپن بیشتر فعالیت خود را روی فعاليت‌هاي فوق سنگين نظامي، هسته‌اي و فضايي خود متمرکز كرده است.

 

دانلود فایل

 

دانلود فایل

دانلود

دانلود تحقیق

 

http://shahrsaz.sidaa.ir//content/productpic/2617NzI0MjQ_.jpg

دیدگاهتان را بنویسید